بیایید صادق باشیم—اگر شما یک برند هستید که میخواهد پوشاک بافتنی یا توری مانند تیشرت، شومیز ورزشی یا شلوار راحتی تولید کنید، انتخاب بین OEM و ODM میتواند دشوار باشد. درست است که هر دو مدل میتوانند منجر به تولید محصولات شوند، اما از نظر اینکه طراحی را چه کسی انجام میدهد، میزان مشارکت شما در فرآیند و اینکه حقوق مالکیت معنوی پوشاک متعلق به چه کسی است، تفاوتهای چشمگیری دارند. یینگیان بیش از ۱۰ سال است که به بازار ژاپن صادرات داشته و روزانه از هر دو مدل استفاده میکند. به عنوان مثال، او پوشاک بافتنی سفارشی OEM را برای برندهای ژاپنی تولید میکند و برای مشتریانی که به دنبال زمان تحویل سریعتر هستند، طرحهای ODM ارائه میدهد. آگاهی از تفاوتهای اصلی برای درک نحوه انتخاب بهترین مدل برای برند شما، با توجه به بودجه و زمانبندی شما، حیاتی است. بیایید با استفاده از مثالهای واقعی از نحوه عملکرد یینگیان، بر روی مهمترین تفاوتها تمرکز کنیم.
مالکیت طراحی: اینکه ظاهر محصول شما چگونه تعیین میشود، چه کسی تصمیم میگیرد؟
تفاوت اصلی بین OEM و ODM در کنترل طراحی نهفته است. در تولید تجهیزات اصلی (OEM)، مشتری با یک طرح کاملاً آماده به ما مراجعه میکند — از جزئیات یقه یک تیشرت تا دوخت تزئینی روی یک شورت پولو. فرض کنید «شما طراحی کنید، ما تولید کنیم». برای مثال، یک مشتری ژاپنی ممکن است طرح دقیق و دستورالعمل ترکیب نخ را برای یک پلیور با قابلیت دفع رطوبت ارسال کند (چون تولید پارچه سفارشی خود یک خدمت کامل است که از انتخاب نخ شروع میشود). شرکت یینگ یان با دقت تمام به طرح مشتری پایبند است و اطمینان حاصل میکند که طرح نهایی با دید مشتری همخوانی داشته باشد، پارچه نهایی استانداردهای آزمون پارچه JIS ژاپن را پشت سر بگذارد و از بازرسی شخص ثالث عبور کند.
با استفاده از ODM (تولید طراحی اصلی)، ابتدا تولیدکننده طرح را ایجاد میکند و سپس مشتری یکی را انتخاب میکند یا درخواست تغییرات جزئی میدهد. اغلب، ینگیان از ODM برای مشتریانی که طراح داخلی ندارند استفاده میکند و طرحهای بافت و پارچه توری خود را توسعه میدهد. به عنوان مثال، اگر مشتری درخواست خط جدیدی از شلوارهای راحتی دهد و طرحی نداشته باشد، ینگیان ممکن است طرحهایی از شلوارهای راحتی با سبکهای مختلف جیب و انواع پارچههای متفاوت (بافت کشی و بافت نرم) به او نشان دهد. مشتری ممکن است یکی را انتخاب کند و درخواست تغییر رنگ از نیلی به مشکی و اضافه کردن لوگوی کوچکی بکند. مشتری لازم نیست که طرح کاملی تهیه کند که این عاملی مهم است. مهم است بدانید که ینگیان مالک طرح اصلی است مگر اینکه مشتری هزینه اضافی پرداخت کند تا به صورت مستقل از طرح استفاده کند.
برای برندها، این تفاوت بسیار مهم است. مشتریان ژاپنی که معمولاً استانداردهای طراحی بسیار سفت و محکمی دارند، تولید انحصاری (OEM) را ترجیح میدهند، زیرا این امکان را فراهم میکند که کنترل کامل بر طراحی را در دست داشته باشند. تولید طراحی شده توسط تولیدکننده (ODM) برای مشتریانی که میخواهند به سرعت محصولی را عرضه کنند، مانند فروشندگان کوچک آمازون، جذابتر است، زیرا زمان لازم برای طراحی از ابتدا را صرفهجویی میکند.
مشارکت مشتری: چه سطحی از مشارکت میخواهید؟
مدلهای OEM و ODM همچنین از نظر میزان تلاشی که مشتری باید صرف کند و میزان کنترلی که بر روی محصول نهایی دارد، متفاوت هستند. در مدل OEM، مشتری از ابتدا و در طول کل فرآیند درگیر میشود. این موضوع فراتر از صرفاً ارسال یک طراحی است. مشتریان همچنین مواد پارچه را تأیید میکنند، اجرای آزمایشی را تأیید میکنند و حتی جزئیاتی مانند رنگ نخ روی پلیورها را تنظیم میکنند. به عنوان مثال، اگر مشتری سفارش 500 عدد پیراهن سبک POLO با برند اختصاصی خود را از نوع OEM دهد، ابتدا یک نمونه از پیراهن POLO را بررسی میکند تا مطمئن شود لوگو در جای مناسب قرار گرفته و پارچه مطابق انتظارش است. به ویژه زمانی که مشتریان سفارشهای کوچکتری مانند حداقل 100 عدد ارسال میکنند، انعطافپذیری در سفارشات دستههای کوچک بسیار مفید است، چرا که آنها میتوانند بدون هزینههای زیاد، کل فرآیند OEM را طی کنند.
ODM نیاز به ورودی کمتر از مشتری نسبت به گزینه های دیگر دارد. کار سنگين را قبل از اينکه مشتري وارد عمل بشه، سازنده انجام ميده. اینگیان ممکن است هفته ها را صرف توسعه یک خط ODM از کت های پوشیده شده پنبه کند، جایی که او پارچه های مختلف را آزمایش می کند، الگوها را برای مناسب سازی تنظیم می کند و اطمینان حاصل می کند که آنها با استانداردهای کیفیت ژاپنی مطابقت دارند، قبل از اینکه آن را به مشتریان نشان دهد. وقتی مشتری وارد می شود، فقط چیزی را انتخاب می کند که ترجیح می دهد و درخواست تغییرات کوچک (مانند یک ماده پوشش متفاوت) را می کند. مشتریان مجبور نیستند نگران تست پارچه یا تنظیمات مناسب باشند، چون اینگیان کاملاً از آن مراقبت کرده است. این ایده آل برای مشتریانی است که زمان و یا دانش لازم برای رسیدگی به همه پیچیدگی ها ندارند، مانند یک برند خرده فروشی جدید که سعی در اضافه کردن لباس های پارچه ای به پیشنهادات خود دارد و در مورد پارچه و بافت بسیار کم می داند.
معایب ODM این است که کمترین میزان کنترل را در اختیار شما قرار میدهد. در مقابل، OEM بیشترین کنترل را به شما میدهد و این بدین معناست که در طراحی نظر بیشتری دارید، اما نیازمند زمان و تلاش بیشتری برای مدیریت فرآیند طراحی و تأیید است. ODM بیشترین صرفهجویی در زمان را دارد، با این حال باید از جزئیات خاصی دست بکشید (برای مثال، شما نمیتوانید طراحی ODM کت ترنچ یینگ یان را بهطور کامل بازنویسی کنید).
مالکیت طراحی پس از تولید: مالکیت فکری
در تولید پوشاک که به بازار ژاپنی یکپارچه شده است، تناسب علائم تجاری قابل توجه است، زیرا برندهای ژاپنی طرحهای خود را به اشتراک نمیگذارند. این موضوع حوزه دیگری است که در آن OEM و ODM به وضوح از هم جدا میشوند. در مدل OEM، مشتری تمامی حقوق مالکیت فکری مربوط به طراحی را در اختیار دارد. این بدین معناست که یینگیان نمیتواند یک پلیور سفارشی طراحیشده برای مشتری ژاپنی را بازپس گیرد و آن را حتی در صورت درخواست مشتری دیگری برای طرحی مشابه، برای برند دیگری استفاده کند. طراحی مشتری متعلق به خود اوست و مسئولیت یینگیان فقط بازتولید آن است. این موضوع به ویژه برای برندهایی که طرحهای منحصربهفرد دارند صادق است، مانند بلوز محدود MBE که همتایی ندارد.
در مورد قراردادهای ODM، سازنده (یینگیان) مالکیت طراحی اصلی را حفظ میکند مگر اینکه مشتری مجوز انحصاری را خریداری کند. این بدین معناست که یینگیان میتواند همان طرح ODM شلوار غیررسمی را به دو مشتری مختلف بفروشد، به شرطی که هیچ یک از آنها مالکیت انحصاری حق مالکیت فکری را نداشته باشند. برای مثال، اگر مشتری A طرح پلیور بافتنی ODM یینگیان را انتخاب کند و برای انحصاری بودن هزینهای نپردازد، یینگیان میتواند همان طرح را بعداً به مشتری B بفروشد (شاید در رنگی متفاوت). این ترتیب برای مشتریانی که به جای سبک منحصر به فرد، برای قیمت رقابت میکنند (مانند برندهای کوچک)، مشکلی ایجاد نمیکند و نسبت به اشتراک گذاشتن طرح پایه محصولاتشان اعتراضی ندارند. با این حال، برای مشتریانی که به دنبال چیزی واقعاً منحصر به فرد هستند، ODM ممکن است مناسب نباشد مگر اینکه برای مالکیت طراحی مبلغ قابل توجهی پرداخت کنند که در مورد آنها قابل درک است.
ینگیان تلاش میکند تا در هر دو مدل، از نظر مالکیت فکری مطابقت داشته باشد، بهویژه با توجه به بسیاری از مشتریان ژاپنیاش که فرهنگ آنها حفاظت از مالکیت فکری را بسیار ارزشمند میداند. برای سفارشات OEM، اطمینان حاصل میکند که هیچ طرح قابل استفاده مجدد مشتری نگهداری نشود. در سفارشات ODM، اگر طرحها برای چندین مشتری در دسترس باشند، در این مورد شفاف عمل میکند، یا اینکه میتوان طرحهای دیگری انحصاری ایجاد کرد.
زمانبندی و هزینه تولید: سریع در مقابل انعطافپذیر
در نهایت و اما قطعاً نه کماهمیتتر، تفاوت قابل توجهی از نظر زمان و هزینه تولید بین OEM و ODM وجود دارد. این مسئله معمولاً به کارهای طراحی مربوط میشود. فرآیند OEM به دلیل تبادل مداوم ارتباطات، مدت زمان بیشتری را در بر میگیرد. مشتری یک طرح ارسال میکند و سپس یینگیان یک نمونه تهیه میکند (در صورت نیاز با استفاده از پارچه سفارشی). مشتری نمونه را مشاهده کرده و درخواست اصلاحات میکند، بنابراین یینگیان نمونه را اصلاح میکند و این فرآیند کامل ممکن است چندین بار تکرار شود قبل از آنکه هر چیزی وارد تولید واقعی شود. به عنوان مثال، سفارش OEM شامل ۱۰۰۰ عدد پیراهن توری سفارشی، حدود ۴ تا ۶ هفته زمان خواهد برد، از مرحله تأیید طراحی تا تحویل نهایی. هزینهها به دلیل کارهای سفارشی بیشتر است؛ این هزینهها شامل کل سفارش سفارشی، تهیه نخهای خاص، تنظیم خطوط تولید برای طراحی منحصربهفرد و زمان تهیه چندین نمونه میشود.
ODM به عنوان راهحلی مقرونبهصرفه و کمزمان از آب درمیآید، زیرا مرحله طراحی از پیش تکمیل شده است. با محصولات ODM شرکت Yingray، پارچه مورد ارزیابی قرار میگیرد، الگو نهایی میشود و حتی نمونههای آزمایشی نیز آماده میشوند. بنابراین، اگر مشتری طرحی برای یک پیراهن POLO از نوع ODM انتخاب کند، امکان شروع تولید در عرض ۱ یا ۲ هفته وجود دارد و نیازی به تنظیمات نمونه نیست (مگر اینکه مشتری درخواست تغییرات جزئی مانند دوخت تطريز داشته باشد). همچنین هزینهها کمتر است: Yingray قادر است از پارچههای استاندارد موجود در انبار و طرحهای قدیمی استفاده کند و بدین ترتیب بتواند قیمتهایی بسیار رقابتی ارائه دهد. به عنوان مثال، سفارش ۵۰۰ عدد پلیور بافتهشده از نوع ODM در ۲ تا ۳ هفته قابل تکمیل است و نسبت به سفارش OEM با همین تعداد، ۱۵ تا ۲۰ درصد ارزانتر است.
این به معنی آن نیست که OEM بدتر است، بلکه فقط برای یک نیاز خاص طراحی شده است. به عنوان مثال، یک برند در ژاپن ممکن است قصد داشته باشد مجموعه جدیدی را راهاندازی کند و برای این منظور، صبر ۶ هفته برای طراحی چیزی منحصربهفرد توسط OEM یا ODM ارزش داشته باشد. با این حال، یک فروشنده کوچک که نیاز به تجدید سریع موجودی شلوارهای معمولی دارد، ODM را انتخاب میکند، زیرا در عرض ۲ هفته در دسترس است. در هر دو حالت، سرویس یکپارچه ینگرِی (Yingray) برای پوشش این نیازها طراحی شده است. در مورد OEM، ینگرِی تمام مراحل را از جمله پارچه تا صادرات به سراسر جهان مدیریت میکند. در مورد ODM، فرآیند حتی کارآمدتر است، زیرا آنها پارچههای طراحیشده را از قبل آماده دارند.
EN
AR
DA
NL
FI
FR
DE
EL
HI
IT
JA
KO
NO
PL
PT
RU
ES
SV
TL
ID
VI
TH
TR
FA
MS
SW
GA
UR
BN
HA
MN
MY
KK
UZ